بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٥ - فقدان اصطلاح جديد در دو لفظ مطلق و مقيد
در مقابل آن مقيّد واقع است يعنى مقيّد آنست كه بر معناى شايع در جنس دلالت نكند.
اين تعريف از قديم الايّام بين ارباب فنّ مطرح بوده و از آن بحثها نموده و نيز بآن ايرادات و مؤاخذاتى وارد نمودهاند كه شرح و تفصيل آنها موجب اطاله سخن مىگردد مضافا باينكه در ذكر و نقل آنها فائدهاى هم وجود ندارد زيرا اين تعريف و اشباه آن جملگى بمنظور تقريب معنا به ذهن بوده و با آنها خواستهاند موضوعله و معناى لفظ را شرح و تفسير كنند و بعبارت ديگر تعاريف شرح الاسمى مىباشند و اينگونه تعريفات را نبايد مورد نقض و ابرام قرار داد.
فقدان اصطلاح جديد در دو لفظ مطلق و مقيّد
ظاهرا اصوليّون در دو لفظ « مطلق » و « مقيّد » اصطلاح جديدى ندارند بلكه ايندو با همان معنائى كه در لغت دارند در اينجا بكار مىروند چه آنكه كلمه « مطلق » از « اطلاق » بمعناى ارسال و شيوع اخذ شده و در مقابلش تقييد قرار دارد كه اين تقابل از باب تقابل عدم و ملكه مىباشد.
تقييد ملكه و اطلاق عدم ملكه محسوب مىشود و در مباحث گذشته شرح آن گذشت.
منتهى آنچه در اينجا بايد مورد التفات و توجّه باشد اينكه ارسال و شيوع هرشيئى بحسب خود و آنچه لايق بحال او است مىباشد مثلا وقتى اطلاق و تقييد را بلفظ نسبت مىدهيم چنانچه در اينجا مقصود همين است مراد و منظور اطلاق و تقييد بحسب دلالت بر معنا است در نتيجه بايد بگوئيم اطلاق و تقييد دو وصفى هستند براى لفظ كه باعتبار معنا بآن نسبت داده مىشوند.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و از موارد استعمال لفظ « مطلق » اين استطاعت و قدرت در ما حاصل